من سميرا. تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا شايد مثبت عزيز هم دوباره شروع به نوشتن کنه

درسته که اولش من اينجا شروع کردم به نوشتن و يک مدتی دردلامو اينجا نوشتم ولی بعدش ديدم اينجا با بودن مثبت بهتر ميگرده

امسال بدترين و وحشتناکترين لحظه های زندگيم رو ديدم هنوز هم دلم ميخواد از خدا بپرسم چرا؟؟؟؟؟؟؟چرا ؟؟؟؟؟؟چرا پدر من ؟؟؟چرا برادر من؟؟؟؟؟ اونا تاوان چی رو دادن ؟؟‌يا من يا خواهرم يا مادرم  که از روزی که زمين دهن باز کرد و در عرض چند ثانيه پدر و برادرم رو ازم گرفت يک لحظه خوشی نديدم ؟؟؟؟

 

بگذريم

من ميخوام دوباره شروع کنم به نوشتن ولی يک شرط ميذارم اونم اينه که مثبت هم شروع کنه به نوشتن 

دلم برای نوشتن تنگ شده 

(سميرا )

/ 7 نظر / 12 بازدید
....

آه خدايا من... آيا چشمانم درست می بينند؟ آيا باز کسی هست که به اين صفحات رنگ نوشته ای جديد بدهد؟ خانم سميرا سلام و درودهای فراوانم را پذيرا باشيد. تسليت صميمانه ام را بپذيريد. اميدوارم خداوند رفتگان را آمرزش و بازماندگان را صبر عطا کند. خدا می داند با ديدن نوشته شما دلم چقدر شاد شد. خداوند دلتان را شاد کند که چشم انتظاری رو نويد به سر رسيدن داديد. شما دوست عزيز مثبت هستيد پس برای من هم عزيز هستيد. من هم به اميد نوشته ای از مثبت شب و روز رو می شمارم. در پناه حق باشيد...

reza

salaam, khodaaee ke migirad sabr ham midahad, khodayeshan gharin e rahmateshan konad, maa ye modati einjaa chaee mikhordim haalaa nemidonam mehmon e kodom bache mosbat bodim, age shomaa bodin mishe ye email behem bezanin mamnoon havas e chaee kardam ,

کورش بهزاد

برای هزارمین بار این وبلاگ رو باز کردم. با خیال راحت داشتم فکر میکردم که باز هم همون مطلب قبلی رو می بینم که یه دفعه یه مطلب جدید دیدم. دارم از تعجب شاخ در میارم. سمیرا خانم به شما تسلیت میگم و امیدوارم غم آخرتون باشه. راستی اصلا از بچه مثبت خبر دارید؟ چرا این مدت هیچی ننوشت و ؟؟؟؟؟ به هر حال باز هم به وبلاگ شما سر میزنم و پیگیر مطالبتون هستم

arash

سلام.من سابقا وقتی مثبت می نوشت مرتب می اومدم و می خوندم.اما نمی دونم چی شد که ديگه ننوشت؟!مجبورش کنيد بنويسه.منتظريم.تندرست و پيروز باشی.

پرهام

سلام. تسليت ميگم. اميدوارم صبور باشيد اگر چه هيچوقت عظمت اين واژه ها رو درک نمی کنم...موفق باشيد

سلام

مرد باش...